تبليغاتX
کتاب ها و افکار دکتر شریعتی - ســلــمــان پــاک (نوشته‏ی لویی ماسینیون)

کتاب ها و افکار دکتر شریعتی

کتاب ها و افکار دکتر شریعتی

ســلــمــان پــاک (نوشته‏ی لویی ماسینیون)

برگردان: دکتر علی شریعتی

بر کرانه‏ی شرقی دجله، در خم یکی از پیچ‏هایش، زیر پای بغداد، تنها طاقی که از کاخ تیسفون، پایتخت هزار ساله‏ای که وارث بابل بود، بر پای مانده، هم‏چون موجی تنها، تا سی متر برخاسته است. این، طاق کسری است که در شمال غربی آن، پس از قصبه‏ی حذیفه، قبر کوچک سلمان پاک، که بر روی پایه‏هایش به زانو درآمده است، پدیدار می‏گردد.

یک هیأت آلمانی در این خراب‏آباد، دست به حفریاتی زده است. من سه بار، در سال 1907، 1908، و 1927، بر آن گذر کرده‏ام و از تباین تاریخی میان این دو بنا، به شگفت آمده‏ام؛ آن طاق سربلند و این گور افتاده! و متعهد شدم که درباره‏ی شخصیت افسانه‏ای سلمان، تحقیقاتی بکنم و امروز، جهت کلی آن مطالعات را نشان می‏دهم و اوّلین بررسی‏هایم را تشریح می‏کنم.

دو شهر برادر، تیسفون در شرق و سلوکیه در غرب، که دو هزار سال پیش از این، در این‏جا جانشین شهرهای کلدانی «اوپی» و «اکشاک» شده‏اند، در تاریخ اسلام به نام واحد مدائن خوانده می‏شوند. اشترک (Streck) به تازگی نشان داده است که تاکنون، آن‏طور که باید، به اهمیتی که فتح مدائن در سال 15/636 برای حکومت جوان اسلامی در بر داشت، توجه نشده است. مدائن، پایتخت سراسر مشرق ایران به شمار می‏رفت و در مدنیت، مقامی را همانند مقام رقیب بیزانطیش (قسطنطنیه) ـ که تاسلام تا آخر قرن هشتم بر آن دست نیافت ـ دارا بود. مدائن نیز هم‏چون قسطنطنیه‏ی روم، دارای هفت ناحیه بوده است: در غرب درزیجان، بهر سیر، جندیشاپور (کوکه Koke در طرف «مظلم ساباط») متصر به نهرالملک، در مشرق اسفانبر، رومیه، و احتمالاً هم‏چنین، نونیفاذ و کردفاذ. مدائن، رأس منحصر به فرد پلی بود به سوی ایران و آسیای علیا، مرکز اداری امپراتوری ساسانی، موطن اصلی لهجه‏ی پهلوی قدیم، کانون مذهبی شیوخ نسطوری و مانوی، غربت‏گاه یهود، و پایتخت اقتصاد و علوم شرقی. بر سکه‏هایی که در آن‏جا زده می‏شد، تنها نام «بابا» یا «الباب» نقش شده بود، چنان که پس از آن، استانبول، «باب عالی» عثمانی شد و پیش از آن، «بابل»، سلف ویران‏شده‏ی آن، «باب (خدا)» بود.

به زودی مدائن، برای فاتحان عربش ـ که هم‏چنان به آب‏وهوای زادگاهشان وفادار مانده و در لشکرگاه کوفه، بر کنار صحرا سنگر گرفته بودند ـ «باب» زیبایی‏های ایرانی گردید.

بیش از صد سال باید می‏گذشت تا با ایجاد بغداد، مدائن ویران گردد. و در این مدت، مدائن نه تنها با گنج‏ها و محصولاتش، بل‏که به دست «موالی» ایرانی، که قبایل عرب کوفه بدین شهر می‏آوردند و مسلمان می‏شدند، با صنایع و طرق فکری‏اش نیز به کوفه غذا می‏داد و سلمان، اوّلین ایرانی‏ای که به اسلام آمد، گویا به مدائن بازگشت تا در آن‏جا بمیرد؛ جایی که قبر کوچکش در اندیشه‏ی زوار شیعی، که برای دعا و تبرک بدان‏جا می‏آیند، سرنوشت دوگانه‏اش را بیدار می‏کند: یکی پیش‏گامی‏اش را به عنوان اوّلین ایرانی مسلمان، و دیگری رهبری‏اش را در نهضت معنوی اسلام. گویی «باب» است؛ بابی که اخلاصش در دوستی پیامبر اسلام جوان، او را شایسته‏ی این کرده است که: «... مرا بر حیات تو زنده بدارد و بر ممات تو بمیراند که تو پیمان نشکستی.»

« دریافت متن کامل کتاب: »

http://www.seapurse.com/Books/SalmanPak.pdf

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 19:46  توسط درونگر  |